تو لری مَثَلی هست که می گه« دوستی بی دلیل دیدیم اما دشمنی بی دلیل نه!» فارسی هم همچو ضرب المثلی داره با کمی تغییر اما من لریشو به کار بردم که بگم چقد روراستم تو حرفم!
. القصه: بدور از تمام احساسات پارانویایی و تئوری پردازی های همراه با توطئه ای که همه ی ما کم و بیش داریم، چند وقتیه دوستانی (که عمیقأ براشون احترام قائلم!) رو می بینم که یکباره از موضع دوستی و رفاقت، به جبهه ی دشمنان قسم خورده و پر از نفرت پیوستند و عداوتشونو همه جوره دارن نشون می دن! یکی نیست به این دوستان بگه برادر من، خواهر من، چرا آخه؟! اگر دشمنیت دلیلی داره، خب خداوند همزمان یه زبان قرمزِ بلندِ کارکشته هم به شما داده خب؟! آقای عزیز خانم عزیز مشکلت چیه؟! عجیبه که هرچی هم آدم به آخرین خاطرات و آخرین برخوردهاش با اون فرد فکر می کنه، می بینه چیزی جز گل و بلبل بینشون نبوده والا! آخه نمی شه که آدم پیش خودش در مورد یکی یه فکری بکنه و بعد براساس همون فکر قضاوت کنه و بر اساس همون قضاوت، در دادگاه غیر حضوری، تومار دوستی رو غیابأ در هم بپیچه!!! در ضمن عزیز دل برادر، حتی اگه فکرت هم درست و قضاوتت از روی عدله ی محکم باشه، مگه نعوذ بالله ماها پیغمبریم!؟ مگه خودت اشتباهی تو کارت نیست؟ خب بگو! حرف بزن! نذار تبدیل به یه مسئله ی ریشه دار بشه! این دوستی ها آسون به دست نیومدن که به همین راحتی بندازیمشون دور! انصاف خوب چیزیه والا!
چندوقتی بود تو دلم مونده بود اینو اینجا ینویسم. نمی گفتم می ترکیدم!


